-
خانواده ای که همه فدا شدند
دوشنبه 7 بهمن 1392 13:12
تو لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) یک پیرمرد ترک زبان داشتیم که خود رو بسیجی لَر معرفی میکرد و سعی میکرد کسی از احوالش مطلع نشه. تو جواب سوالها همیشه یک کلام میگفت: من بسیجی هستم . گردان که به مرخصی رفت به همراه شهید جنابان این پیرمرد رو تعقیب کردیم... تو یکی از روستاهای حاشیه ی شهر قم خونه داشت. در زدیم وقتی ما رو دید...
-
دعای روز دوشنبه
دوشنبه 7 بهمن 1392 09:36
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بنام خداى بخشاینده مهربان اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یُشْهِدْ اَحَداً حینَ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ وَ ستایش خاص خدایى است که هیچکس را گواه نیاورد در آن هنگامى که آسمانها و زمین را آفرید و لاَاتَّخَذَ مُعیناً حینَ بَرَءَ النَّسَماتِ لَمْ یُشارَکْ فِى الاِْلهِیَّةِ وَ لَمْ...
-
حرف دل
یکشنبه 6 بهمن 1392 10:47
خیلی وقتها راحت و آسوده از شهدا یا خانواده شون حرف می زنیم و متوجه نمیشیم کی بودند؟ چیکار کردند؟ و چه حسی دارند؟ باید باهاشون بود، زندگی کرد و نفس کشید تا شاید یه گوشه ای از سختی هاشونو بتونیم درک کنیم. باید باشید و ببنید که یه مرد 30 و اندی ساله (نه یه دختر بچه که احساسیه) که خودش بچه داره و داره یه زندگی رو می...
-
بدون تیتر
یکشنبه 6 بهمن 1392 10:30
شما برای این عکس تیتر انتخاب کنید...
-
کارت عروسی برای ارباب
یکشنبه 6 بهمن 1392 10:22
نزدیک عملیات رمضان بود. همه آماده می شدند برا عملیات و معمولا کسی مرخصی نمی گرفت تا بعد از عملیات. ولی یه جوون اومد و گفت اگه امکانش هست اجازه بده من برم شهرمون. گفتم برا چی؟ گفت آخه عروسیمه و کارت هم پخش کردیم و خانواده مدام زنگ می زنن و می گن چرا نمیایی؟! بهش اجازه دادم برگرده. گفت: ازم راضی هستی؟ گفتم : آره. برو...
-
دعای روز یک شنبه
یکشنبه 6 بهمن 1392 08:56
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحتمش بسیار و مهربانیاش همیشگى است بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لا أَرْجُو إِلا فَضْلَهُ وَ لا أَخْشَى إِلا عَدْلَهُ وَ لا أَعْتَمِدُ إِلا قَوْلَهُ وَ لا أُمْسِکُ إِلا بِحَبْلِهِ بِکَ أَسْتَجِیرُ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوَانِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مِنْ...
-
وضوی بی نماز
شنبه 5 بهمن 1392 08:48
موقع آن بود که بچه ها به خط مقدم بروند و از خجالت دشمن نابکار دربیایند. همه از خوشحالی در پوست نمی گنجیدند. جز عباس ریزه که چون ابر بهاری اشک می ریخت و مثل کنه چسبیده بود به فرمانده که تو رو جان فک و فامیلت مرا هم ببر، بابا درسته که قدم کوتاهه، اما برای خودم کسی هستم. اما فرمانده فقط می گفت: «نه! یکی باید بماند و از...
-
بدون شرح
جمعه 4 بهمن 1392 14:41
تصاویری از لحظات شهادت هزار هزار شور و شوق لبان پر ز خنده هزار هزار بسیجی هزار هزار پرنده هزار هزار پهلوون هزار هزار همخونه رفتند که ما بمونیم رفتند که دین بمونه شهدا را یاد کنیم اگرچه با یک صلوات اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم واهلک اعدائهم اجمعین
-
اوضاع چطوره؟؟؟
پنجشنبه 3 بهمن 1392 23:22
سلام.من رفتم از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم رفتم که ، دروغ نباشه ، احترام کم نشه همدیگرو درک کنیم ، ریا از بین بره ، دیگه توهین نباشه محتاج کسی نباشیم الان اوضاع چطوره؟؟؟ داداش اوضاع خیلی عالیه مردم همدیگرو فحش مادر میبندن داداش این مرد با سنش به خاطر اینکه پیش زن و بچه اش شرمنده نشه شبا هم کار میکنه...
-
دعا برای فرج مولا
پنجشنبه 3 بهمن 1392 23:19
دعا برای فرج آقا امام زمان گفتم زورم نمیرسه برای برداشتن، گفتند بگو یا علی گفتم آب می خوام، گفتند خوردی بگو یا حسین گفتم مشکل به کارم افتاده، گفتند برو مشهد امام رضا دارم میگم دل تنگم،میگند بگو "اللهم عجل لولیک الفرج" همه با هم برای فرج آقا امام زمان دعا کنیم... آقا جان فردا جمعه هست جمعه های عمرمان دیگه...
-
نظر خواهی ...
پنجشنبه 3 بهمن 1392 11:58
امام صادق (ع) یاد مرگ، خواهش هاى نفس را مى میراند و رویشگاه هاى غفلت را ریشه کن مى کند و دل را با وعده هاى خدا نیرو مى بخشد و طبع را نازک مى سازد و پرچم هاى هوس را درهم مى شکند و آتش حرص را خاموش مى سازد و دنیا را در نظر کوچک مى کند . بحار الأنوار(ط-بیروت) ج6، ص133، ح32 - {شبیه این حدیث در مصباح الشریعه ص171 } سوال...
-
سخنان شیخ رجبعلی خیاط
پنجشنبه 3 بهمن 1392 10:55
سخنان شیخ رجبعلی خیاط ♦ قیمت تو به اندازه خواست توست،اگر خدا را بخواهی،قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی،قیمت تو همان است که خواسته ای ♦ دین حق همین است که بالای منبرها گفته می شود،ولی دو چیز کم دارد:یکی اخلاص و دیگری،دوستی خدای متعال ♦ هی نگو دلم اینطور می خواهد،ببین خدا چه می خواهد. ♦ خدا همه عالم را برای...
-
مناجات شهدا
پنجشنبه 3 بهمن 1392 09:27
شهید سعید هدی محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365: «خداوندا، مرغ ناچیز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بالهای ظریفش آماده حرکت به سوی توست. ما نه برای اینکه از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستی بال و پر بگشاید، نه زیرا زمین و آسمان با آن همه پهناوری، جز قفس بزرگتری برای این پرنده شیدا نیست....
-
خدایا ازت ممنونم
پنجشنبه 3 بهمن 1392 09:07
خدای من! در هر ثانیه ای که میگذرد... بیشمار نعمت برما ارزانی کردی! طپش قلب... دم و بازدم... دیدن... شنیدن... نبض زدن ها! پلک زدن! فکرکردن و و و چقدر بیتفاوت میگذرم... و از نداشته هایی که صلاحم نبوده... پیشت گله و شکایت میکنم!
-
یا ستارالعیوب
پنجشنبه 3 بهمن 1392 09:03
خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها چه شادیها خورد بر هم چه بازیها شود رسوا یکی خندد ز آبادی یکی گرید ز بر بادی یکی از جان کند شادی یکی از دل کند غوغا چه کاذب ها شود صادق چه صادق ها شود کاذب چه عابدها شود فاسق چه فاسق ها شود پیدا چه زشتی ها شود رنگین چه تلخی ها شود شیرین چه بالاها رود پایین چه اسفلها شود علیا عجب صبری...
-
دعای روز پنج شنبه
پنجشنبه 3 بهمن 1392 08:41
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ اللَّیْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِرا بِرَحْمَتِهِ وَ کَسَانِی ضِیَاءَهُ وَ أَنَا فِی نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَکَمَا أَبْقَیْتَنِی لَهُ فَأَبْقِنِی لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ...
-
نظر خواهی...
چهارشنبه 2 بهمن 1392 10:37
لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی لحظه هایی هست که سخت،خسته می شوی از دست کسانی که حرف...
-
خدایا...
چهارشنبه 2 بهمن 1392 10:22
-
فرازهایی از توبه نامه شهید ۱۳ ساله(علیرضا محمودی)
چهارشنبه 2 بهمن 1392 10:05
وقتی راجع به شهدای نوجوان حرف زده میشه اول از همه یاد شهید فهمیده یا بهنام محمدی تو ذهنمون میاد ولی واقعیت اینه که تو جنگمون صدها بهنام محمدی ها و شهید فهمیده ها داشتیم که متاسفانه یا اصلا چیزی راجع به اونا گفته نشده یا خیلی کم بهشون پرداخته شده. به لطف خدا و مدد خود شهدا قراره ایشالله تو این پست از یکی دیگه از اون...
-
آیا میدانید وقتی یک رکعت نماز خوانده میشود نام زیبای احمد شکل میگیرد؟
چهارشنبه 2 بهمن 1392 09:53
آیا میدانید وقتی یک رکعت نماز خوانده میشود نام زیبای احمد شکل میگیرد؟
-
هفت نصیحت مولانا
چهارشنبه 2 بهمن 1392 09:49
گشاده دست باش،جاری باش،کمک کن (مثل رود) با شفقت و مهربان باش (مثل خورشید) اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب) وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا) اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه)
-
دعای روز چهار شنبه
چهارشنبه 2 بهمن 1392 08:37
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ لِبَاسا وَ النَّوْمَ سُبَاتا وَ جَعَلَ النَّهَارَ نُشُورا لَکَ الْحَمْدُ أَنْ بَعَثْتَنِی مِنْ مَرْقَدِی وَ لَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَدا حَمْدا دَائِما لا یَنْقَطِعُ أَبَدا وَ لا یُحْصِی...
-
نظرخواهی...
سهشنبه 1 بهمن 1392 12:07
سلامی دوباره باز سوال دارم سوالم در مورد دو تا مطلبی بود که گذاشتم: تا حالا شده بخاطر ی فرد گرسنه یا کسیکه محتاج، دل از نیاز خودت بکنی وبدی به اون اصلا بذار یه جور دیگه سوال کنم تا حالا حتی تو ذهنت اومده ی بار این کار را بکنی یعنی من عملش را هم نخواستم فقط تو ذهنت تجسم کنی و واقعا اهل عملش هستی؟؟؟
-
بدون شرح
سهشنبه 1 بهمن 1392 12:04
شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو، وزن سیری ام را بکشم.
-
2خاطره از شهدا
سهشنبه 1 بهمن 1392 12:03
توسل در منطقۀ تفحص، بدنهای شهدا پیدا نمی شد. یکی گفت: بیایید به قمربنی هاشم متوسل بشویم. نشستند و به دست های علمدار سیدال شهدا ء متوسل شدند. درست است که دست های قمربنی هاشم قطع شد، اما بابالحوائج است. خود سیدال شهدا هم وقتی کارش در کربلا گره میخورد به عباس رو میانداخت. نشستند و متوسل شدند؛ بعد از آن بلند شدند و خاک ها...
-
کودک سوژه
سهشنبه 1 بهمن 1392 11:49
تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد. شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد. کارگردان جایزه ها را درو کرد... و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود
-
پدرم شهید بشه
سهشنبه 1 بهمن 1392 11:41
فقط دعا کنید پدرم شهید بشه! خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟ گفت:آخه بابام موجیه! گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟ آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو و مادر و برادر رو کتک میزنه! ، امامشکل ما این نیست! گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟ گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری...
-
دعای روز سه شنبه
سهشنبه 1 بهمن 1392 07:45
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ کَمَا یَسْتَحِقُّهُ حَمْدا کَثِیرا وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّی وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّیْطَانِ الَّذِی یَزِیدُنِی...
-
بدون شرح
دوشنبه 30 دی 1392 08:29
-
نماز شهدا
دوشنبه 30 دی 1392 08:26
سجده بر آب (شهید غلامرضا تنها) در عملیات کربلا سه، وقتی دچار مد و امواج متلاطم آب شده بودیم، نگران و متحیر، ستون در حال حرکت در آب را کنترل میکردم. وقتی دیدم که یکی از بچهها سرش را بدون حرکت در آب قرار داده است، بیشتر نگران شدم. شانه ایشان را گرفتم و تکان دادم، سرش را بلند کرد و با نگرانی و تعجب پرسیدم: چی شده؟...