-
مهدی جان ....
جمعه 20 دی 1392 21:29
-
از بس که ندارم غم دیدار شما را ...
جمعه 20 دی 1392 21:09
از بس که ندارم غمِ دیدار شما را گویا که رها کرده دلم کار شما را آن روز نیاید که گناه منِ عاشق آزرده کند چشم گُهربارِ شما را نالایقم و دور ز کوی تو نگشتم نازم کرم و رأفت بسیار شما را اُفتم ز فراق تو به دامان بلا ، گر کز دست دَهَم سایه دیوار شما را من نوکریت را به دو عالم نفروشم بر کس ندهم خدمت دربار شما را در منزلتِ...
-
به امامت رسیدن مولا مبارک
جمعه 20 دی 1392 20:49
هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است با خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است اللهم عجل لولیک الفرج برای تعجیل در فرجش در این لحظات عزیز (شب) صلوات نهم ربیع الاول روز تجلی حاکمیت مستضعفان بر جهان و روز نوید دهنده ی شکست نمرودیان و روز شادی...
-
چشماتو ببند
جمعه 20 دی 1392 20:27
چشمانت را ببند ای شهید ! مبادا این روزها را در مقابل مادرم زهرا شهادت دهی. مادرم ببخش که با هر تیری که به قلب فرزندت می زنیم یاد سیلی را روی گونه ات زنده می کنیم.
-
عطر مشکی
جمعه 20 دی 1392 19:47
شب جمعه بود بچه ها جمع شده بودند تو سنگر برای دعای کمیل چراغارو خاموش کردند مجلس حال و هوای خاصی گرفته بود هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک میریخت یه دفعه اومد گفت اخوی بفرما عطر بزن ...ثواب داره - اخه الان وقتشه؟ بزن اخوی ..بو بد میدی ..امام زمان نمیاد تو مجلسمونا بزن به صورتت کلی هم ثواب داره بعد دعا که چراغا رو...
-
دعای روز جمعه
جمعه 20 دی 1392 08:43
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشَاءِ وَ الْإِحْیَاءِ وَ الْآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الْأَشْیَاءِ الْعَلِیمِ الَّذِی لا یَنْسَىٰ مَنْ ذَکَرَهُ وَ لا یَنْقُصُ مَنْ شَکَرَهُ وَ لا یَخِیبُ مَنْ دَعَاهُ وَ لا یَقْطَعُ رَجَاءَ...
-
شهادت امام حسن عسگری
پنجشنبه 19 دی 1392 14:29
امام حسن عسکری(ع): پـارسـاتـریـن مـردم کسـى است که در هنگـام شبهه تـوقف کنـد. عابـدتـریـن مـردم کسـى است که واجبـات را انجـام دهـد. زاهـد تـریـن مـردم کسـى است که حـرام را تـرک نمـاید. کـوشنـده تـریـن مـردم کسـى است که گنـاهـان را رهـا سازد. شهادت یازدهمین امام شیعیان و نشستن گرد یتیمی بر چهره ی مولایمان صاحب الزمان،...
-
چند حدیث از امام حسن عسگری
پنجشنبه 19 دی 1392 14:19
گناهى که بخشوده نشود «مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَیْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراکُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»: از جمله گنـاهانى کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمى ] بگوید: اى کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه...
-
نظر خواهی...
پنجشنبه 19 دی 1392 08:18
آتشی که نمى سوزاند ابراهیم را و دریایى که غرق نمی کند موسى را کودکی که مادرش او را به دست موجهاى نیل می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ، سر از خانه ی عزیز مصر در می آورد آیا هنوز هم نیاموختی که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند ؟ پس به...
-
سن عاشقی پایین اومده!!!
پنجشنبه 19 دی 1392 06:53
{خاطرات یک سرباز بعثی } یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم . آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود . بهش گفتم: « مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟ سرش را تکان داد. گفتم: تو که هنوز هجده سالت نشده ! بعد هم مسخره اش کردم و گفتم : » شاید به خاطر جنگ ، امام خمینی کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها...
-
دعای روز پنج شنبه
پنجشنبه 19 دی 1392 06:48
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ اللَّیْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِرا بِرَحْمَتِهِ وَ کَسَانِی ضِیَاءَهُ وَ أَنَا فِی نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَکَمَا أَبْقَیْتَنِی لَهُ فَأَبْقِنِی لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ...
-
میگن: موجیه !!!! دیوونه است !!!!
چهارشنبه 18 دی 1392 20:57
میگن : موجیه ! دیوونه است ! باید ازش دور شد . باید قرصهاشوسر موقع به خوردش داد میگن : موجیه! باید دست و پاش رو به تخت بست . بایدزندانیش کرد . میگن : موجیه ! امیدی بهش نیست ! عقل درست حسابی نداره . باید از عاقل ها دورش کرد باید مراقب بود به عقلا !!! آسیب نزنه . میگن :موجیه ! باید بهش برق وصل کرد اصلا باید خشکش کرد وبه...
-
شهید عباس بابایی
چهارشنبه 18 دی 1392 08:27
دوری از گناه : شوهر خواهر شهید بابایی می گفت : تازه وارد دانشکده ی نیروی هوایی شده بود که یک روز با من تماس گرفت،و گفت:«فلانی لطفا بیا تهران،کار واجبی دارم» نگران شدم،مرخصی گرفتم و رفتم تهران. به دانشکده که رسیدم رفتم آسایگاه پیش عباس،بعد از احوال پرسی گفت :«شما مسئول آسایشگاه مارو میشناسی ؟ بی زحمت بورو راضیش کن تا...
-
دوری از گناه بخاطر رضای خدا
چهارشنبه 18 دی 1392 08:14
شیخ رجبعلی خیاط : چشمت به نامحرم می افتد اگر خوشت نیاید که مریضی اما اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو : یا خیر حبیب و محبوب … یعنی : خدایا من تو را میخواهم ، اینها چیه ؟ اینها دوست داشتنی نیستند … واما سوال امروز تا حالا چند بار بخاطر رضای خدا و خشنودی امام زمان به نامحرم نگاه نکردی یا در کل...
-
مرنج و مرنجان
چهارشنبه 18 دی 1392 07:48
بسم الله الرحمن الرحیم اگر خواهی نرنجی در میان رنج و ناکامی مرنجان و مرنج و هـر که رنجاند مرنجانش حاج آقا دولابی فرمودند: لُبِّ اخلاق این دو چیز است: مرنج و مرنجان آیت الله امجد فرمودند: کلید حل بسیاری از مشکلات در زندگی این است که مرنج و مرنجان از مرحوم حاج آقا مجتهدی نقل شد که میفرمودند: آقای آخوند از آقای نخودکی...
-
دعای روز چهارشنبه
چهارشنبه 18 دی 1392 06:51
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ لِبَاسا وَ النَّوْمَ سُبَاتا وَ جَعَلَ النَّهَارَ نُشُورا لَکَ الْحَمْدُ أَنْ بَعَثْتَنِی مِنْ مَرْقَدِی وَ لَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَدا حَمْدا دَائِما لا یَنْقَطِعُ أَبَدا وَ لا یُحْصِی...
-
شهادت را فقط به اهل درد می دهند...
سهشنبه 17 دی 1392 22:30
... " جداً خیلی باید به شهدا جواب بدیم " ... یکی از سوالاتشونم اینه که شما که نتونستید دیگران رو درست کنید .... " حداقل خودتون رو درست می کردین " .... ما نمی تونیم خودمون رو درست کنیم؟ اگه می تونیم پس چرا کاری نمی کنیم؟ تاکی باید منتظر تغییر بمونیم؟ تاکی .......... ؟ !
-
نظر خواهی ...
سهشنبه 17 دی 1392 09:50
دوستان سلام به وبلاگ خودتون خوش اومدید از امروز میخوام هر روز ی سوال کنم ونظرتونو بپرسم و دوس دارم جواب بدید هر چند کوتاه اگر هم سوالاتم بد بود بگید ادامه ندم ممنون و اما سوال امروز 1 - روزی چند بار از ته دل خدا را شکر می کنید و واقعا ازش سپاسگذار هستید و چرا؟
-
نامه ای به حق ...
سهشنبه 17 دی 1392 09:45
امروز را چند خطی می نویسم و تو ای خداوندگارم گنجایش پایین فهم مرا ازدرک حقایق ببخش!!!! وبه حرفهایم گوش بسپار. خدایا توازدشواری زندگی وانسان بودن آگاه بودی ومی دانستی اززجر غصه خوردن ازحس تلخ جدایی هم آگاه بودی می دانستی که ضعیفم وزود شکسته می شوم می دانستی که گذشته برنمی گردد وفقط خاطرات تلخش رابه جای می گذارد خدایا...
-
دعای روز سه شنبه
سهشنبه 17 دی 1392 07:45
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ کَمَا یَسْتَحِقُّهُ حَمْدا کَثِیرا وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّی وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّیْطَانِ الَّذِی یَزِیدُنِی...
-
رنج دادن شیطان
دوشنبه 16 دی 1392 13:30
-
وصیت تکان دهنده ی شهید ...
دوشنبه 16 دی 1392 11:55
-
حواست باشد ...
دوشنبه 16 دی 1392 11:34
"برادرم " خواهرم " حواست باشد .... داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه : هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!) بی آبرویــی " کلاس" اســـت (!) مَســـــتی دود " تَفـــریــح" اســـت (!) رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!) گــُـرگ بــودن رَمـــز...
-
التماس
دوشنبه 16 دی 1392 08:05
هم قد گلوله توپ بود گفتن : چه جوری اومدی اینجا ؟ گفت : با التماس ! گفتن : چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری ؟ گفت : با التماس ! به شوخی گفتن میدونی آدم چه جوری شهید میشه ؟ لبخندی زد و گفت : با التماس ! وقتی تکه های بدنشو جمع میکردن ، فهمیدم چقدر برای شهادت التماس کرده
-
دختر شهید
یکشنبه 15 دی 1392 21:23
لینک زیر برای دانلود صوت http://delabad.ir/1390/12/01 /
-
جاودانه ها
یکشنبه 15 دی 1392 11:20
-
به مردم بد بین نباش
یکشنبه 15 دی 1392 09:22
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی فردا به آن چشم نگاهش نکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی. توضیح: این جمله عمدتاً به حضرت علی (ع) و به عنوان بخشی از عهدنامه مالک اشتر نسبت داده شده است. در عهدنامه مالک قطعاً چنین جمله ای نیست و هنوز هم منبع موثقی که نشان دهد این جمله از حضرت بوده است پیدا نشده است
-
لحظه ی خوشبختی
یکشنبه 15 دی 1392 09:16
از گنه دم به دمم آتش طوفنده شدم هم شدم از تؤبه خجل، هم ز تو شرمنده شدم صاحب من! خالق من! داور من! یاور من! حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم
-
تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست
شنبه 14 دی 1392 17:07
مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن یه سار شروع به خواندن کرد ! اما مرد نشنید مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن....... آذرخش در آسمان غرید ، اما مرد اعتنایی نکرد مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت : تو کجایی ؟؟؟؟ بگذار تو را ببینم ...... ستاره ای درخشید، اما مرد ندید مرد فریاد کشید " خدایا یک معجزه به من...
-
«امان ز لحظهی غفلت که شاهدم باشی یا بن الحسن»
جمعه 13 دی 1392 22:00
حاج امین در خانه را کاملا باز کرد. تاکسیاش را از خانه بیرون آورد. به خیابان اصلی رفت . با حرکت آرام به کنارهی خیابان نگاه می کرد و مسافران را سوار می کرد. مسافرِ اول پیاده شد و گفت : آقا ! چقدر باید بدهم ؟ حاج امین به بالای شیشهی جلو نگاهی کرد و زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر رو کرد و گفت: 100 تومان تاکسی پولش را...