هنگامی که نگاه های گوناگون نامحرمان
به تو حجوم آورد
و دلت خواست
تو هم پاسخ مثبت به نگاه های شیطانی دهی
در دل خود آرام زمزمه کن
هیچ نگاهی ارزش شکستن دل مهدی فاطمه را ندارد.
-:¦:-- -- -:¦:----════════════════---:¦:- -- -:¦:-
آقا جان!
هر بار که نفس بالا می آید، بویی از حضورت را می گیرد
و وقتی بر می گردد، جانم را معطر می کند
تا هنوز دلیلی برای زنده ماندن داشته باشم
و شوقی برای تداوم حیات
آقا جان!
من تو را نمی خواهم که بیایی و دنیایم را آباد کنی... گرچه این از شئون شماست
من می خواهم تو باشی تا بهانه ای برای بودنم داشته باشم،
آبادی دنیای من، نه تنها به ظهورت، بلکه به حضور تو در این عالم است.
افسوس معلم ریاضی هیچگاه حساب روزهای نبودن و بی کسی تورا نگفت
معلم انشا هیچوقت نگفت که از محبت به تو انشا بنویسیم
گله داریم که هیچ کس هیچوقت جغرافیای ظهورت رابرایمان ترسیم نکرد
تاریخ غیبتت را برایمان شرح ندادند و نگفتن که چه کرده ایم که اینگونه به تاریخ نبودنت عادت کرده ایم ...
معلم اجتماعی به ما نگفت که در اجتماع ما کسی هست که نظاره گر ماست !!!
به جان خودمان آقا ! نگفتن ...
وگرنه پیش رویت این همه گناه نمیکردیم ...
اشکها و خوشحالی های پدر و مادرمان ار کارنامه ی ثلث آخرمان هنوز یادمان نرفته
ای کاش یادمان میدادند که کسی هم هست که هرروز کارنامه اعمالتان را میبیند و از اعمال ما شیعیان شاد و از گناهان ما گریان میشود ...
و حالا همچون روزهایی که از نیامدن معلم سرکلاس خوشحال میشدیم
و مهم نبود که چرا نیامده ... و بهتر که امروز نیامده . . . !!!
در غیبتت " غـــــم هــــایتـــــــ را . . . غصــــــه هـــایتــــــ را " فراموش کرده ایم . .
و سرگرم بازی های دنیا شده ایم .
یار من یوسف نیا، اینجا کسی یعقوب نیست
لحظه ای چشمانشان، از دوریت مرطوب نیست
ای گل زیبای من، از غربتت اشکی نریخت
نازنین،اینجا خداهم پیششان محبوب نیست
نوبهارم،درفراقت هیچ کس محزون نشد
منجی انسانییت،اینجا شرایط جور نیست
گرچه در هر جمعه ای، زیبا، دعایت میکنند
این دعاها بر زبان است؛
جنسشان مرغوب نیست
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره،
مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
آ قــــــــا برای تــو نــــه ! برای خودم بـــــــــــد است
هــــــر هفته در گنــــــــــــــاه، تمــــاشا کنی مرا
ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ
دلش لک زده بود برای یک مناجات باحال. وقت سحر
بود.نشسته بود در سرداب مقدس.
صدای مناجاتی دلنواز به گوش می
رسید(خدایا!برخی از شیعیان ما...گناهان زیادی انجام داده اند..
اگر گناهان انها در ارتباط با
توست از انها درگذر...ان چه از گناهان انها در ارتباط باخودشان است خودت بین ان را
اصلاح کن..و
انها را از اتش جهنم نجات بده.)
ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ
اگر نیک بنگری آقا همینجا هستند
جایی نرفته اند
و این ماییم که با گناهان از محضر ایشان غایب می شویم
سلام آقای مهربانم
گر چه با جهل و نادانیم با رها
دستم را از دستان مهربانت جدا کرده
و بسوی دنیای تاریک
دویده ام
اما ای عزیز فاطمه (س)
شما را به جان مادرتان دستم را رها مکنید.
آقا جان!
هر بار که نفس بالا می آید، بویی از حضورت را می گیرد
و وقتی بر می گردد، جانم را معطر می کند
تا هنوز دلیلی برای زنده ماندن داشته باشم
و شوقی برای تداوم حیات
آقا جان!
من تو را نمی خواهم که بیایی و دنیایم را آباد کنی... گرچه این از شئون شماست
من می خواهم تو باشی تا بهانه ای برای بودنم داشته باشم،
آبادی دنیای من، نه تنها به ظهورت، بلکه به حضور تو در این عالم است.
مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست
بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست
همه گویند که درحسرت دیدار من اند
لیک در گفته ای این طایفه کرداری نیست
ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من
تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست
تمام مشکل بشر این است که خیال می کند
ظهور یکی از راه های نجات اوست
و حال آنکه :
ظهور تنها راه نجات است.
بیائید قطب نمای زندگیمان قطب عالم
امکان باشددل را با قلب عالم هستی پیوند بزنیم
بگذاریم خون با نوای یا مهدی در رگ
هایمان بدود ضربان قلب ما العجل یا بقیه الله بگویید
.بیائید فرزندانمان رامهدی ومهدیه نام
نهیم یقین بدانیم امام زمان شناسی
بی سوادی را گفتند عشق چند حرف دارد؟
بی سواد گفت: 4 حرف
همه خندیدند در حالی که بی سواد راه میرفت و زیر لب میگفت :
مگر"مهدی"چند حرف دارد.
امروز جمعه نیست ...
" آقای " من ...
قرار نیست که فقط غروبهای " پنجشنبه " تا غروب " جمعه "
سراغت را بگیریم ...
قرار نیست فقط " جمعه ها " انتظار " ظهورت " را بکشیم ...
آری ...
" شنبه " هم می شود از " دوریت " ناله سر داد ...
" یکشنبه " هم می شود " انتظارت " را کشید ...
" دوشنبه " هم می شود دنبال " گمشده " گشت ...
" سه شنبه " هم می شود با " آقا " درد دل کرد ...
" چهار شنبه " هم می شود به خاطر " آقا " گناه نکرد ...
یا بن الحسن
دوریت " درد " بی " درمان " است
ای " پسر فاطمه "
امروز " جمعه " نیست اما ... " دلم " برایت " تنگ " است
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )
دلم برای جمکرانش تنگ شده است...
انجا
که وقتی نفس میکشی وجود امامت را حس میکنی
انجا
که وقتی باران میبارد یاد اشک های اومیفتی
انجا
که غروب جمعه هایش یادت می اندازت غربت او را
خلاصه
دلم برای جمکران که اری اما...
بیشتر
برای او تنگ شده است...
برای
او که درمیان گناهانمان گم شده است
اللّهم عجّل لولـ♥ـیّـڪ الـفــــرج
حضرت علی (علیه السّلام) فرموده اند : حجت خداوند در میان مردم حضور دارد ، از معابر و خیابان ها عبور می کند ... به نقاط مختلف جهان می رود ، سخن مردم را می شنود و برجماعت مردم سلام می کند. می بیند و دیده نمی شود؛ تا این که زمان ظهور و وعده ی الهی و ندای آسمانی فرا می رسد. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی (علیه السّلام) و پیروان اوست.
دل ها گرفت ...
رایحه ی غم مدام شد ...
آقا...!!!
ببین که مثل همه جمعه های پیش ...
این جمعه هم به منتظرانت حرام شد...؟!!!
یا صاحب الزمان
برای آمدنت ، زود هم دیر است
بهار های شگفتی در راهند
فردا گلی می شکفد
که بادها را پر پر می کند
بلند ترین ارتفاع برای سقوطمان
افتادن از نگاه مهدی فاطمه است
اللهم عجل لولیک الفرج
اگر " العجل " بگوییم و برای ظهور آماده نشویم
کوفیــان آخــرالـزمــانـیــم
هر وقت دانش آموزان سر کلاس حاضر باشند
معلم خواهد آمد...
گفتیم چرا نیامدی
حق داری
تعطیل تر از جمعه خود ما هستیم
ساعات عمرم همه با درد و غم گذشت
دستم بگیر که آب از سرم گذشت
میخواستم وقف دین تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه میخواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ها بنشینم یک گوشه به انتظار؟
که این جمعه هم گذشت....
دوریت مثل لمس باران از پشت شیشه است...
آقاجونم خسته شدم از اینهمه تکرار که به حق خوبات بیا
مولای من منو ببخش که هیچ کاری برای اومدنت نمیکنم
حتی اومدنت را به تأخیر میندازم خسته شدم خسته
از اینهمه گناه و روسیاهی
از اینهمه الهی العفو گفتن و باز برگشتن به سمت گناه
بیا جان مادرت زهرا بیا شاید منتظر نباشم اما دوس دارم بیای
فقط بیا
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
باز هم یک جمعه ی بدون تو ،
باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛
و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ...
در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ...