مهربانی هم، حدی دارد!
لطف را هم، پایانیست... محبت را اندازهای است...!
اصلاً چرا انقدر مهربانی تو.!؟
چرا به ما محبت میکنی، وقتی ما گاه و بیگاه، یاد توئیم!؟
من، باید محبتت را چه طور جبران کنم.!؟
نام: محمد تورجی زاده
تولد : ۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳
فرزند: حسن
شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶
محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱
علی تورجی (برادر شهید) :
از مشهد که برگشت حال و روزش تغییر کرد نشاط عجیبی داشت، از بیشتر دوستان و آشنایان خداحافظی کرد و از همه حلالیت طلبید.
قرار بود فردا با دوستانش عازم جبهه شود، همان روز رفتیم به گلستان شهدا، سر قبر شهید سید رحمان هاشمی. دیگر گریه نمیکرد.
دو تن دیگر از دوستانش در کنار رحمان آرمیده بودند، به مزار آنها خیره شد؛ گویی چیزهایی میدید که ما از آنها بی خبر بودیم.
رفت سراغ مسئول گلستان شهدا، از او خواست در کنار سید رحمان کسی را دفن نکند.
ایشان هم گفت : من نمیتوانم قبر را نگه دارم؛ شاید فردا یک شهید آوردند و گفتند میخواهیم اینجا دفن کنیم.
محمد نگاهی به صورت پیرمرد انداخت و گفت :
شما فقط یک ماه اینجا را برای من نگهدار.
همانطور هم شد و محمد در کنار سید رحمان دفن شد.
غروب های جمعه نه تنها دل من...
بلکه تمام دل دنیا...می گیرد!
هنوز هم نمیدانم چرا...از روز آمدنت...هی عبور میکنیم...وتو بازهم نمیرسی!!!
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در عام الفیل ( سال 570 میلادی ) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود.مورخان شیعه، ولادت پیامبر اکرم را در صبح جمعهی هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت، در روز دوازدهم همان ماه میدانند.
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود:
پیامبر
اکرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفرید نیز امام
صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اکرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از
این که آسمانها، زمین، عرش و دریا راخلق کنم. نور تو و على را
آفریدم...».
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفرى ( شیعه ) در روز 17ربیع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه" دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر مىباشد.
کنیه
آن حضرت : "ابو عبدالله" و لقبش "صادق" است . حضرت صادق تا سن 12
سالگى معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر
آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشهچینى
کرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نیز در
خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگى کرد و با این ترتیب
31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک
از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور
مىنمودند گذرانید .
بنابراین صرف نظر از جنبه الهى و افاضات
رحمانى که هر امامى آن را دار مىباشد ، بهرهمندى از محضر پدر و جد
بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتى و شم علمى و ذکاوت
بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان
علم و دانش گردید .
پس
از درگذشت پدر بزرگوارش 34 سال نیز دوره امامت او بود که در این
مدت "مکتب جعفرى" را پایهریزى فرمود و موجب بازسازى و زنده
نگهداشتن شریعت محمدى ( ص ) گردید.
تا در قیامت جبران کنیم .
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...
من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...
من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...
آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...
من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...
آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...
من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...
آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...
من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...
آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...
من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم
اللًّهُـ‗_ـمَ صَّـ‗‗ـلِ عَـ‗ـلَى مُحَمَّـ‗_ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗ـَدو عَجِّـ‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗م
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو
نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام
نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو
خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!»
گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟»
در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان ...!
مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد
مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد
تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری
بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد
مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد
اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد
هفته وحدت مبارک
شناسنامه ی خدا . . .
نام: خدای یکتا
صفت : بی نیازی از هر چیز و هر کس
نام والدین و فرزندان : نه پدر و مادری دارد و نه فرزندی
دیگر مشخصات : هیچ همانند و شبیه و جایگزینی ندارد.
1-ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: هر کس در حال وضو نام خدا را ببرد تمام بدنش پاک مى گردد، و وضویش تا وضوى دیگر کفاره گناهان او میان این دو وضوست، و هر کس نام خدا را نبرد، از بدنش جز جایى که آب به آن رسیده پاک نخواهد شد».
2-عبد الله بن مسکان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: هر کس هنگام وضو نام خدا را بر زبان جارى کند، گویى غسل کرده است».
شیطان حکومت خویش رابر ضعف ها وترس ها وعادات مابنا کرده است،و اگر تو نترسی و ازعادات مزموم خویش دست برداری و ضعف خویش را باکمال خلیفه اللهی جبران کنی دیگر شیاطین را برتو تسلطی نیست...
سیدمرتضی آوینی
دیکته ی زندگی مان پر از غلط است ...
ولی نگران نباش!
خودش گفته قبل از نمره دادن، اگر پشیمان شوی
غلطهایت را یواشکی پاک میکنم!
استغــــفرالله ربی و اتوب الیه
اگر از دست کسی ناراحت شدید،
همیشه با ظرفی در دست برای آوردن آب به لب چشمه میرفت
و چشمه هم مثل هر روز ظرفش را از آب پر میکرد
با این وجود همیشه به چشمه اعتراض میکرد
که این آب خیلی کم است و برای من کافی نیست،
چشمه هم همیشه در جوابش سکوت میکرد و لبخند میزد…
هرگز برای بردن آب ظرف بزرگتری نمیآورد!!!
باز هم یک جمعه ی بدون تو ،
باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛
و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ...
در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ...
اللهم عجل لولیک الفرج
نهم ربیع الاول
سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت
آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل
طاها،
حضرت مهـدی مـوعـود
(عج)
بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک و
تهنیت باد.